مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

677

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

خانهء او براى مسجد ضرار [ 1 ] استفاده شد و جارية بن عامر و بحزج بن عمرو و عبد الله بن - ازعر . اينان‌اند كه مسجد ضرار را ساختند . و مجمع بن جاريه بود كه با ايشان نماز مىگزارد و اوس بن قيظى همان كسى كه در جنگ خندق گفت خانه‌هاى ما عورت است [ 2 ] و ابيرق همان كسى كه سارق الدرعين است [ 3 ] و وديعة بن ثابت و معتب بن قشير همان دو نفرى كه گفتند : « ما به خندستانى و بازيچه سخن رانديم » ( 9 : 65 ) وجد بن قيس همان كسى كه گفت : « مرا دستورى ده و ميازماى » و عبد الله بن ابى بن سلول خزرجى سركردهء منافقان بود و پيوسته قرآن دربارهء ايشان فرود مىآمد و از پليدى عقيده و خبث طينت ايشان سخن مىگفت تا آنگاه كه خداوند به پيغمبر خويش اجازه داد تا شمشير بكشد و آيه فرود آمد : « كسانى كه چون ستمديده‌اند پيكار مىكنند ، دستورى دارند و خدا به يارى بخشيدن ايشان تواناست ، همان كسان كه از ديارشان بيرون رانده شده‌اند بىهيچ سببى ، جز آنكه مىگفته‌اند پروردگار ما خداى يگانه است » ( 22 : 39 ) . پس آنگاه حضرت شروع كرد به فرستادن سريّه‌ها و لشكرها و سرايا و غزوه‌هاى حضرت هفتاد و چهار بود . بعضى هفتاد و پنج گفته‌اند و ده سال مدت آن بود . آنها كه پيامبر خود در آن جنگ كرد ، بيست و هفت است كه در نه تا از آن كشتار ( جنگ قتال ) روى داد : بدر ، احد ، مريسع ، خندق ، قريظه ، خيبر ، فتح ، حنين و طائف . گويند حضرت در بنى النضير نيز جنگ كرده است و ساليان هجرت ده سال بود . سال نخستين ، سال هجرت و سال دوم سال امر به قتال و سال سوم سال تمحيص و سال چهارم سال ترفيه و پنجم سال زلازل و ششم سال استيناس و هفتم سال استغلاب و هشتم سال استواء و نهم سال برائت و دهم سال حجّة الوداع . آنگاه سال يازدهم هجرت فرا رسيد ، دو ماه و دوازده روز از آن گذشت و حضرت به پروردگارش پيوست . اما سال يكم از هجرت . در اين سال حضرت به مدينه آمد و بقيهء ربيع و ربيع الثانى

--> [ 1 ] مسجد ضرار كه در قرآن ( 9 : 108 ) ياد شده است . [ 2 ] اوس بن قيظى به پيامبر گفت : خانه‌هاى ما عورت ( تهى و نااستوار : ابو الفتوح و كشف الاسرار در تفسير آيهء 13 سورهء احزاب ) است ، ما را دستورى ده تا بازگرديم و خداوند آيه نازل فرمود كه : « گويند خانه‌هاى ما تهى و نا استوار است ، تهى و نا استوار نيست ، و ايشان جز فرار نمىخواهند » ( 33 : 13 ) و رجوع شود به ابن هشام ، ج 2 ، ص 170 . [ 3 ] ابن هشام به روايت ابن اسحاق نام او را بشير بن ابيرق ضبط كرده گويد : و او ابو طعمه سارق الدرعين ( دزد دو زره ) بود ، تفصيل داستان او را در حاشيهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 2 - 171 ملاحظه فرماييد . بنابر اين متن ما افتادگى دارد . بايد بشير بن ابيرق يا ابن ابيرق باشد .